خانه / کتاب ها /  استاد شهریار میراث بان فرهنگ و هویت اصیل ایرانی اسلامی 

 استاد شهریار میراث بان فرهنگ و هویت اصیل ایرانی اسلامی 

در گفتگو با محقق گرانقدر جمشید پور اسمعیل نیازی مصحح  حیدربابایه سلام

  میثم ممقانی [۱]

  متاسفانه در طول چهل سال گذشته نسخه هایی از منظومه حیدربابای شهریار به چاپ رسید که عده ای به بهانه تصحیح اثر، در این نسخه ها دست برده و به تدریج کلمات و اصطلاحاتی را که استاد به لهجه شیرین تبریزی در شعر خود گنجانیده بودند، تغییر داده و با کلمات و اصطلاحات نامأنوسی منتشر نمودند که من در مقدمه به تفصیل شرح این دستبردها و تغییرها را به تحریر در آورده ام

من جمشید پور اسمعیل نیازی متولد اول شهریور ۱۳۵۳، پژوهشگر و نویسنده  حوزه ادبی و فرهنگی هستم. آثار زیر به قلم من منتشر شده است:

     ترجمه و تعلیقات مختصری از تاریخ قدیم آذربایجان نوشته فریدون ابراهیمی، کلیات مهستی گنجوی، نصایح الملوک فی السیر و السلوک، کاخ نشینان سپید، فرهنگ دوسویه لغات و اصطلاحات کاربردی در علوم سیاسی، بازنشر و تعلیقات سلطه طلبان و امپریالیستان در خلیج فارس نوشته گریگوری بانداریفسکی، سیری در وصیتنامه ها، بربال پرستوها، قوس زندگی صمد بهرنگی، قوس زندگی سید جعفر پیشه وری، قوس زندگی شیخ محمد خیابانی، آخرین دفاعیات، آیینه زنگار بسته، تحشیه و تعلیقات قوس زندگی حلاج، خلیج همیشه فارس، تصحیح حیدربابایه سلام شهریار و…

 

با توجه به آثاری که به آنها اشاره فرمودید چه شد به  استاد شهریار و حیدر بابایه سلام علاقمند شدید؟

  منظومه حیدربابای استاد شهریار از جمله آثار بدیعی است که استاد با بهره گیری از نوستالوژی های دوران کودکی سعی نموده بودند به زبان مادری خودشان و به زبانی صریح و سلیس آن را تقدیم حضور علاقمندان نمایند. در سالهای قبل از انقلاب سه چاپ اساسی از این کتاب زیر نظر خود استاد شهریار به چاپ رسیده بود. چاپ اول به تاریخ ۱۳۳۲، چاپ دوم به تاریخ ۱۳۴۵ توسط انتشارات سعدی تبریز و چاپ سوم به سال ۱۳۴۶ توسط انتشارات نظامی تبریز. این نسخه ها زیر نظر استاد شهریار و حتی به قلم و خط نستعلیق خود ایشان با مقدمه هایی از اساتید بزرگوار منوچهر مرتضوی، مهدی روشن ضمیر و عبدالعلی کارنگ به زیور طبع آراسته شده بودند.

  متاسفانه در طول چهل سال گذشته نسخه هایی از منظومه حیدربابای شهریار به چاپ رسید که عده ای به بهانه تصحیح اثر، در این نسخه ها دست برده و به تدریج کلمات و اصطلاحاتی را که استاد به لهجه شیرین تبریزی در شعر خود گنجانیده بودند، تغییر داده و با کلمات و اصطلاحات نامأنوسی منتشر نمودند که من در مقدمه به تفصیل شرح این دستبردها و تغییرها را به تحریر در آورده ام.

تصحیحی که از کتاب حیدر بابایه سلام  استاده شهریار کرده اید چه امتیازاتی  نسبت به چاپ های دیگر دارد؟

یکی از اهداف من در انتشار این مجموعه همانگونه که در مقدمه متذکر شده ام، جلوگیری از تحریفات گسترده در متن حیدربابا، پاسداشت اصالت متن شعری شهریار بوده است و این که اگر در آینده پژوهشگری به قصد بررسی سیر و روند تطّور زبان ترکی دست به قلم برد، دستش خالی نباشد و بداند که در اوایل قرن حاضر شمسی گویشِ تُرکی این نقطه از آذربایجان چگونه بوده است.

از سویی دیگر ناشرین محترم حیدربابایه سلام در سالهای پس از انقلاب اقدام به حذف مقدمه های اساتید بزرگوار آقایان منوچهر مرتضوی، مهدی روشن ضمیر و عبدالعلی کارنگ بر این اثر نوشته بودند. طبیعتاً این کار تلاش ابتری بود برای پاکسازی عنصر ایرانیت از شعر شهریار.( تصویر جلد کتاب )

بنابراین بر خود وظیفه دانستم که اولاً به باز نشر مجدد این مقدمه های وزین و ادبی و موثر بپردازم و در قدم دوم به سهم خود مانع از تداوم تحریفات و حذفیاتی شوم که به صورت کاملاً هدفمند منظومه حیدربابایه سلام را نشانه رفته بود.ناگفته پیداست که این کار در حکم اعلام جهاد علیه کسانی بود که در طول سالهای متمادی به صورت هدفمند و کاملاً مغرضانه منظومه حیدربابایه سلام را مورد دستبرد قرار داده بودند. چاپ و نشر حیدربابایه سلام به تصحیح اینجانب در حکم آبی بود که بر آتش تعصب و تحجر ریخته شد و داعیه داران زبان مادری که خود کمر به قتل آن بسته بودند، در مقابل اینجانب به صف آرایی پرداختند اما با استقبال بی نظیر مردم فهیم آذربایجان نه تنها کتاب در عرض کمتر از یک و نیم سال به چاپ دوم رسید بلکه مورد تشویق و حمایت مردم قرار گرفت. در نظر داشته باشید که این کتاب برای بار نخست در ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ توسط انتشارات نصر پروانه در تبریز در هزار نسخه چاپ شد و چاپ دوم آن در بهار ۱۳۹۶ جامه تحقق پوشید و تنها مراکز عرضه ما نمایشگاههای کتاب تهران و تبریز بود. مجموعاً این کتاب را در دو نمایشگاه کتاب تهران و تبریز به معرض فروش گذاشتیم و در همین دو نمایشگاه استقبال مردم از این کتاب علیرغم وجود چاپهای متعدد دیگر به حدی بود که ناگزیر اقدام به چاپ مجدد کتاب نمودیم.

در تصحیح منظومه حیدربابای شهریار ضمن رجوع به دستخط استاد و چاپهای منتشر شده زیر نظر خود ایشان و بهره مندی از محضر فرزند برومند ایشان آقای هادی، به فایل صوتی استاد نیز رجوع کرده و ضمن تطبیق این مجموعه ها، توانستیم نسخه ای منحصر به فرد و کامل را منتشر کنیم.( دستخط استاد شهریار)

به نظر شما استاد شهریار چه جایگاهی در فرهنگ و هویت ملی و مذهبی دارد؟

   برای شناخت جایگاه استاد شهریار باید ابتدا شناختی نسبی از استاد داشته باشیم. شهریار در حقیقت شهریار ملک سخن بود زیرا هم به مفاهیم قرآنی و اسلامی کاملاً آشنا بود، هم به مباحث فنی در زمینه شعر از وزن و صناعات ادب.ی تا تاریخ ادبیات و آثار بزرگان ایران زمین خصوصاً حافظ و سعدی و… مسلط بود، هم عنصر ایرانیت در اشعار شهریار متجلی بود و در دریای عمیق احساسات شاعرانه و روش زندگانیش موج می زد به نحوی که کافیست به قصیده تخت جمشید ایشان نظری بیفکنیم تا به عمق ایران دوستی در ضمیر ایشان پی ببریم. از سویی دستی در مفاهیم و مضامین بلند عرفانی داشت و این موضوع محقق نمی شد اگر ایشان نمی توانست رابطه ای عقلی و باطنی با مولانا و سایر عرفا برقرار نماید. شکوه تجلی عرفان در اشعار شهریار را در مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» می دانم. بنابراین شهریار را نیز عارفی دلسوخته از دیار شمس تبریزی می بینم که خود شمس شعر پارسی در تاریخ معاصر ایران زمین بود.

از این مطالب که بگذریم استاد شهریار به موسیقی محیط بود و بهترین ایام عمر خود را در کوران حوادث دهه های قرنی گذرانده بود که ایران در تلاطم بود. وی محضر بزرگانی را درک کرده بود که هر کدام به نوعی اسطوره های شعر و ادب میهنمان بودند. از عارف قزوینی و ایرج میرزا تا ملک الشعرای بهار و نیما یوشیج. به باور شخصی خودم کسی شایسته تر از شهریار نبود که خرقه گران شعر و ادب پارسی را بر دوش افکنده و رندانه در عرصه قلم و ادب شهریاری کند.

زبان  معیار شهریار  در ترکی آذری را چرا تحریف می کنند چگونه باید این میراث فرهنگی را حفظ کرد؟

   زبان معیار شهریار در آثاری که به زبان مادری آفریده خصوصاً در حیدربابای بی همتایش، زبان مردم قلب آذربایجان یعنی کهن دژ استوار تبریز است. مضامین، اصطلاحات و کلمات به کار رفته در حیدربابایه سلام شهریار برگرفته از فرهنگ مردمی است که شهریار در میان آنها بالیده و رشد نموده است. تحریف شعر شهریار و حذف هوشمندانه اشعار وی و یا حداقل دست بردن در مضامین آن می تواند به تحقق رویاهای جریانات قومگرا کمک وافری نماید. سعی می کنم با مثال روشن و صریحی این موضوع را واکاوی کنم.

   همانگونه که می دانید به تأسی از جریانات قومگرای کشور ترکیه که دار و دسته بوزقوردچی ها در آن تشکل و تحزب یافتند، در دو دهه گذشته عده ای تلاش وافری نمودند تا قرینه این جریان را در مناطق مختلف آذربایجان استوار سازند. این افراد بدون توجه به میراث فرهنگی آبا و اجدادی خودمان، بدون توجه به جایگاه منفور گرگ در ادبیات و فرهنگ عامه این سرزمین اقدام به تطهیر آن نمودند. جریان بوزقورد و بت سازی از اسطوره های وارداتی به اندازه ای در فرهنگ سیاسی قومگرا نهادینه گردید که کار به زوزه کشیدن و جامه دریدن در تجمعات کشید! هم اکنون نیز عده ای که از طرف این جریانات تحت آسیمیله شدن قرار گرفته اند با زوزه می خوابند و با زوزه بیدار می شوند! اما آیا گرگ در ادبیات ما چنین جایگاهی داشته است؟ شهریار در همین منظومه حیدربابایه سلام تعریفی متفاوت و چهره ای منفور از گرگ نشان می دهد آنجا که می گوید:

 «قورد گِئچینین شنگوْلوْسون یِیَنده» ، «کؤلگه دؤندى، گوْن باتدى، قاش قَرَلدى!

قــوردون گـؤزى قـارانـلیـقـدا بَرَلدى!»

 و مهمترین اشاره استاد شهریار به منفور بودن گرگ در این بند از حیدربابا است که می گوید:

«حیدربابا ، مرد اوغوللار دوغگینان

نامردلرین بورونلارین اوغگینان

گدیکلرده قوردلارى توت، بوغگینان…»

همانگونه که می بینید وجه تمایز فرزندان رشید و وطن دوست با فرزندان نامرد و بیگانه پرست در خفه نمودن گرگ هاست!. شما در هیچ کجای ادبیات و فرهنگ گذشته آذربایجان از قدیم الایام تا به چند دهه پیش نمی توانید یک سطر در تعریف گرگ شاهد بیاورید. منفور بودن گرگ در ادبیات آذربایجان بزرگترین نشانه و وجه تمایز مردمان این خطه با سایر مناطقی است که داعیه داران امروزین قومگرایی دعوی همخونی و هم نژادی با آنها را دارند. شهریار کاملاً به این وجه تمایز و سایر شقوق تمایز مردمان ما با جریانات تجزیه طلب واقف و آشنا بود. بر همین اساس است که در اشعار شهریار مقابله با چنین جریاناتی جلوه ای آشکار به خود می گیرد.

  شهریار در یک موضعگیری بسیار آگاهانه، در پاسخ به عده‌ای از جوجه کمونیست های دلبسته به شوروی سابق که شاعر بزرگ ایران را از سرودن شعر فارسی بر حذر می‌داشتند، می‌گوید:

دئدین آذر ائلی‌نین بیر یارالی نیسگیلی یم من

نیسگیل اولسام دا گولوم بیر ابدی سؤیگیلی‌یم من

ائل منی آتسادا اؤز گولشنیمین بولبولی‌یم من

ائلیمین فارسیجادا دردینی سؤیلر دیلی یم من

ابدیت گولویم من…(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۷۲)

و یا در قطعه ای دیگر که خطاب به یکی از اقوام خود به نام میرابوالفضل حسینی متخلص به «حسرت» که در زمان فروپاشی فرقه دمکرات آذربایجان (۱۳۲۵ شمسی) به همراه عده‌‌ای دیگر، از ایران متواری شد، چنین می سراید که از خوردن فریب شیطان و افتادن در دام تجزیه ‌طلبها و بیگانه‌گراها بر حذر باشید. وی می گوید:

جاهللیقدا تورا دوشن چوخ اولار

قیش یاخینلار تور آتانلار یوخ اولار

مظلوم لارین آهی بیر گون اوخ اولار

ظلمون دگر، اورگی نین باشینا

آوچی قویار باش یهرین قاشینا

یازیق جوان شیطانی گورجک چاشار

یولدان چیخیب بولودلو داغلار آشار

حقی تاپان خضر اولی مینلر یاشار

نه یاخشی دیر الله سوزون اینانماق

بلا لرده صبر ائله یب، دایانماق(دیوان ترکی شهریار ـ ص۵۷)

اشعاری از این دست در دیوان شهریار کم نیست و اتفاقاً وجه تمایز شهریار با سایر شعرا در این است که به صراحت هم از ایرانیت مردم آذربایجان دفاع نموده و هم در مقابل جریانات تجزیه طلب آن روزگار، تمام قد ایستاده و آنان را مشتی فریب خورده دانسته است.

 با توجه به مطالعات و تحقیقات شما در باره استاد شهریار پیوند وی را اهل بیت را چگونه ارزبابی می کنید

شهریار همانگونه که پیشتر ذکر شد آشنا به مفاهیم قرآنی و اسلامی بود اما سوال اینجاست که این آشنایی از کجا نشات می گرفت؟ به نظرم بایستی جواب این سوال را باید در علاقه و اعتقاد قلبی و شدید استاد به اهل بیت(ع) جستجو نمود. استاد شهریار نه تنها شیفته مولای متقیان حضرت علی(ع) بود که آنهم ملهم از پیوند استاد با دریای عرفان و نتیجه آن غزل شکوهمندی در وصف علی(ع) با مطلع «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

 که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را…» شد بلکه به اولاد پیامبر خصوصاً امام سوم شیعیان حضرت امام حسین نیز ارادت ویژه ای داشت. این ارادت استاد و خاکسار درگاه عصمت و طهارت ایشان بودن را می توان در اشعاری که در رثای شاه شهیدان سروده است بالعینه مشاهده نمود.

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

استاد سه قصیده بلند بـه نـام‌هـای «حماسه‌ حسینی»، «کـاروان کـربلا» و «داغ حــسین» در رثای شاه شهیدان سروده اما به نظرم شاهکار ایشان در شعر عاشورایی همان است که در زبان مادری مراتب حزن و اندوه خود را رثای شاه شهیدان جاری ساخته که ورد اهل تعزیه است:

حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار

بتول و مصطفی پیغمبر آغلار

حسینون نوحه سین دلریش یازاندا

موسلمان سهلدیر که کافر آغلار

کور اولموش گؤزله رین قان تودو شیمرون

کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار

   ناگفته نماند که اشعار استاد شهریار در مضامین مذهبی به همین چند قصیده و غزل ختم نمی شود و ایشان فهرست بلند بالایی از غزل و قصیده و قطعه در مدح و تعزیت و ثنا و رثای اهل بیت دارند. به هر حال پیوسته به خاطر داشته باشیم که شهریار عنقای بلند پرواز آسمان شعر و ادب ایران زمین بود و آنچه از او به یادگار مانده نه تنها بر غنای ادبیات ایران زمین می افزاید بلکه میراثی بزرگ از وطن دوستی و بیگانه ستیزیست.

[۱] . پژوهشگر مسایل فرهنگی

درباره‌ی روابط عمومی موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن

همچنین ببینید

اشغال و قتل عام تبریز توسط ترکان عثمانی

(۹۹۳- ۹۸۶ ق.) نصرالله صالحی* مقدمه در طول دوره‌ی صفویه، بخش های غربی قلمرو ایران، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *