خانه / یادداشت / دده قورقود؛ افسانه یا واقعیت

دده قورقود؛ افسانه یا واقعیت

دکتر محمدرضا ربانی[۱]

تقدیم به مرحوم جمشیدی‌راد، بزرگمردی از دیار آذربایجان که برای اعتلای نام ایران جنگید؛

اشاره

تمایل بسیار داشتم تا نام خود را در ردیف علاقمندان مرحوم استاد جمشیدی‌راد طی یک مقاله در کتابی که برای بزرگداشت آن معلم عاشق ایران در حال تدوین است، قرار دهم. به این منظور یادداشتی چند صفحه‌ای با موضوع «دده قورقود و ادعاهای پان ترکیسم محلی دربارۀ نسبت دادن آن به منطقۀ آذربایجان» را تقدیم می‌کنم.

با این توضیح که وجود آذربایجانی عاری از هر گونه نژادپرستی و قوم‌گرایی آرزوی دیرینۀ استاد جمشیدی‌راد بود و در این راه تا آخرین لحظۀ عمر خود تلاش وافری انجام داد.

چند ماه پیش از این خبری در فضای رسانه‌ای منطقۀ آذربایجان مبنی بر پیدا شدن نسخۀ سوم از کتاب دده قورقود منتشر شد. فردی هم که ادعای کشف آن را داشت در گفتگو با چند سایت محلی در این خصوص گفته بود: «تا به امروز از کتاب دده‌قورقود دو نسخه در واتیکان و کتابخانه درسدن آلمان معرِّفی شده بود که در نسخۀ واتیکان ۶ حکایت و در نسخۀ کتابخانه درسدن آلمان ۱۲ حکایت وجود دارد. اما چند ماه پیش نسخۀ خطی دیگری با ۶۲ صفحه به دست بنده رسید و به احتمال زیاد در منطقه قره‌داغ [ارسباران] و با خط زیبای نستعلیق نوشته شده است که در هر صفحه ۱۴ خط، به نیت چهارده معصوم، وجود دارد.»[۲]

در این خصوص اما ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

  • راجع به متنی که در کتابخانۀ درسدن آلمان نگهداری می‌شود باید گفت که تنها نسخۀ خطی قدیم این کتاب است و نخستین بار «فلیشر» هنگام تنظیم کاتالوگ کتابخانۀ سلطنتی به این کتاب برخورد کرد، اما چون معلوم نبود که چه کسی این داستان‌ها را پیش هم جمع کرده و به صورت کتاب درآورده است و فقط پشت صفحۀ اول کتاب نوشته شده بود که این نسخه در قرن دهم هجری به کتابخانۀ احمد پاشا وارد شده است،‌ لذا فلیشر آن را جزو آثار قرن شانزدهم میلادی قرار داد. یعنی ۴۰۰ سال قبل و مصادف با اوایل روی کار آمدن صفویه و شاید کمی قبل از آن در اوایل قرن بیستم «معلم رفعت» از نسخۀ اصلی کتاب عکسی گرفت و تصحیح نمود و شرح و فهرست مختصری بر آن افزود و در سال ۱۹۱۵ م. برابر با ۱۳۳۲ ه.ق به چاپ رسانید.

در روی نخستین صفحه‌اش عبارت «کتاب دده قور قود علی لسان طائفه اوغوزان» نوشته شده است. کتاب جمع‌آوری شده توسط «رفعت» یک مقدمه دارد که به اذعان گردآورنده آن بعداً به کتاب اضافه شده است. بعد از مقدمه چهار مقاله‌ مُتَضَمِّنِ پند و اندرز، یک مقاله‌ درباره تقسیم انواع زن به چهار دسته آمده است. سپس دوازده داستان جداگانه از صحنه‌های مختلف زندگی طایفۀ غز، مخصوصاً نمونه‌هایی از قهرمانی أمرا و بیگ‌زادگان آنان نقل شده، و متن آخرین داستان یعنی «ایچ اوغزوه، طاش اوغوزون عاصی اولمسی حکایه‌سی» (داستان‌ عاصی شدن غزهای بیرونی به غزهای درونی) در صفحه ۱۷۲ پایان یافته است. و در صفحات (۱۷۵ تا ۱۸۱) تصحیحات، و در صفحه ۱۸۲ فهرست و در صفحه ۱۸۶ علامات و اشارات درج گردیده است.

۲- این کتاب و متن دوازده داستان آن مُتَضَمِّنِ این واقعیت است که روایت‌های آن ارتباطی به فردی به نام دده قورقود ندارد. فردی که به قول حسین صدیق «یکی از اولیاء اللّه‌ محسوب شده و بر حسب روایات تاریخی، وی به خدمت نبی اکرم رسیده و با قبول اسلام، برای تبلیغ اسلام به میان قبایل اوغوز رفته بود.» (صدیق در گفتگو با پایگاه خبری یول پرس) بلکه این کتاب به داستان مردان قبیلۀ اوغوز در ناحیۀ آسیای میانه اشاره دارد و داستان مردانی از قبیله اغوز است که رئیس‌های آنان، مثل بایندرخان، در متن وجود دارند.

۳- رحیم رئیس‌نیا هم در دانشنامۀ جهان اسلام، ذیل دده قورقود، جلد ۱۷ می‌نویسد: «از نگاه فاروق سومر، داستان دده‌قورقود در مورد ترک‌های اغوز حوضۀ رود سیحون در قرن چهارم و پنجم هجری است»

۴- در کتابی هم که به ادعای حسین صدیق اخیراً در منطقه ارسباران پیدا شده است نشانی از افسانه‌های دده‌قورقود و داستان های وی دیده نمی‌شود و این کتاب هم از روایت‌هایی تقریباً افسانه‌ای تشکیل شده از فردی به نام قازان خان: «…قهرمان قازان‌خان بوده و روایت کشتن اژدها به دست اوست. بایاندورخان به استقبال قازان‌خان رفته و تمام “دیش‌اوغوز” و “ایچ اوغوز” به استقبال وی رفته و با برپایی سایه‌بان، بایوندورخان، قازان‌خان را در کنار خود می‌نشاند.» (صدیق در گفتگو با یول پرس) البته صدیق اشاره‌ای نکرده است که آیا منظور از قازان خان همان حاکم معروف مغولان در دورۀ حکمرانی آن ها در آذربایجان[مراغه] است یا نه؟ اما با توجه به این که طبق گفتۀ صدیق این یک روایت شیعی است، و با عنایت به توجه و اعتقاد خان‌های مغول به ویژه قازان ‌خان به تشیُّع، به احتمال قوی این داستان هم دربارۀ این حاکم مغول روایت شده است و یا حداقل به دستور وی نگارش آن انجام یافته است.

۵- در آثار بجا مانده از شاعران و مورّخین آذربایجانی نشانی از دَدَه قورقود نیست. برخلاف صدیق که ادعا می­کند کتاب دَدَه‌قورقود آینۀ تمام نمای فرهنگ و تاریخ آذربایجان است! از تاریخ و فرهنگ آذربایجان کمترین نشانی در داستان های دَدَه ‌قورقود نمی­‌یابیم. برای نمونه، جهت روشن شدن موضوع به چند کتاب مهم و دو نفر از مورّخین آذربایجان در ٢۰۰ سال اخیر از جمله عباسقلی آقا باکی‌خانف در آن طرف ارس و دیگری عبدالرزاق مفتون دنبلی در آذربایجان اشاره می‌شود که هر یک از این نویسندگان چندین جلد کتاب در تاریخ و فرهنگ و ادب و شرح­حال صدها شاعر و ادیب تألیف نموده و از کتب بسیاری بحث کرده‌اند اما در هیچ کدام نامی از دَدَه قورقود برده نشده است.
۶- کتاب «سفینۀ تبریز» به قلم ابوالمجد محمدابن مسعود تبریزی در سال ٧٢١ هجری قمری در تبریز به رشتۀ تحریر کشیده شده است. کتاب فوق شامل بیشتر از  ٢۰۰ رسالۀ جداگانه با موضوعات فرهنگ، ادبیات، تاریخ و جغرافیای مربوط به آذربایجان می­باشد. علاوه بر موضوعات مختلف، سفینۀ تبریز حاوی مطالب مهمی دربارۀ زبان آذری در آذربایجان در قرن هفتم و هشتم است. در این کتاب تاریخی هم هیچ اشاره‌ای به دده قورقود و افسانه‌های آن نشده است.

۷- داراب­ نامه یک کتاب حماسی الهام گرفته از داستان­‌های قبل از اسلام ایران است. این اثر در سال ٨٨٢ توسط مولانا محمد بیغمی در تبریز نوشته شده و پر از اصطلاحات ادبی و لغوی قرن نهم هجری رایج در آذربایجان است. در این کتاب هم کوچک‌ترین اشاره‌ای به دده‌قورقود نشده است.

این کتاب­ها برای نمونه آورده شدند تا معلوم شود، برخلاف کتاب دَدَه‌قورقود که هیچ اطلاعاتی از وضعیت آذربایجان طی سال­های گذشته در آن نمی‌­بینیم، در سایر آثار به جای مانده اطلاعات مفیدی از فرهنگ و گذشتۀ آذربایجان وجود دارد. اگر کتاب دَدَه قورقود به آذربایجان و فرهنگ و ادب آن تعلق داشته حتماً خیل عظیمی از شاعران و ادبای آذربایجان نام و نشانی از او در کتاب­ها­ی خود و دواوین می­آوردند. تنها کتابی که نام دَدَه قورقود در آن آمده جامع التواریخ رشیدالدین فضل­اله همدانی است. آن هم در بخش تاریخ و افسانۀ قوم اوغوز که در ماورای رود سیحون زندگی داشته‌اند.

۸- در پایان چند پرسش از مدّعیان انتصاب دده قورقود به فرهنگ و تاریخ آذربایجان:

– چه ارتباطی میان دده قورقود که طبق گفتۀ آقای «صدیق» هم زمان با آغازین سال‌های بعثت پیامبر اکرم در میان قوم اغوز در آسیای میانه بوده است، با چهارده معصوم مدِّنظر تشیُّع در منطقۀ آذربایجان وجود دارد؟

– چه ارتباطی میان زبان و ادبیات آذربایجانی که در اشعار شعرای بزرگی چون نباتی، نسیمی، مهستی گنجوی، شهریار و… آمده است،  با زبان و فرهنگ اغوزی وجود دارد؟

– آیا میان سبک نوشتاری و مجموعۀ لغات به کار رفته در کتاب دده قورقود با سبک نوشتاری و لغات و اصطلاحات به کار رفته در آثار شعرایی چون فضولی، نسیمی، دیوان ترکی استاد شهریار و بسیاری دیگر از شعرای ترکی‌گوی همخوانی وجود دارد؟ به عبارت ساده‌تر بگویم چرا فهم اشعار فضولی، نسیمی و… برای یک آذربایجانی آسان است اما درک و فهم و مهم‌تر از آن ایجاد ارتباط روحی و معنوی با دده‌ قورقود سخت و حتّی غیر ممکن است؟

به عنوان نمونه یک بیت شعر از نسیمی که در قرن هفتم هجری می‌زیسته و در واقع یکی از قدیمی‌ترین شاعرانی است که در ایران به زبان ترکی شعر سروده است را با یک بند از متن کتاب دده‌قورقود مقایسه کنید که تنها ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال با تفاوت زمانی از یکدیگر نوشته شده‌اند:

باهار اولدی گل ای دلبر تماشا قیل بو گلزاره

بوراخدی غنچه‌لر پرده، بشارت بلبل زاره

شقایق پرده‌دن چیخدی بویاندی باغ ایله بستان

ایرشدی گلشنی حسنون بویاندی رنگ ازهاره (نسیمی)

و یک بند از متن دده قورقود: «…آخر زمانده خانلق کرو قاییه دکه، کمسنه اللرندن المیه. آخر زمان اولپ قیامت قوپنجه، بو دیدوکی عثمان نسلی‌در. ایشده سوریلب کیده یورر. و دخی نچه بوکا بکزر سوز سویلدی. قورقوت اتا اغوز قومنن مشکلنی حلّ ایدردی. هرنه ایش اولسه، قورقوت اتایه طانشمنجه ایشلمزلردی…»(بخشی از داستان گیریش)

نویسندۀ کتاب “ده‌ده قورقود و ادبیات دونیامیز” که در سال ۱۳۸۴ در تبریز چاپ شده است، در صفحۀ چهار کتابش می‌نویسد: «…دیدم که خواندن این کتاب برای هم وطنان مشکل و چه بسا محال بود. بنابراین تصمیم گرفتم … این دشوار را آسان کنم. با تمکین به اصل صداقت در امانت، لغات و توضیحات هر صفحه را همان جا زیرنویس کردم…» و این سرنوشت کتاب‌هایی است که با نام افسانه‌های دده‌قورقود در آذربایجان به چاپ رسیده‌اند، چون درک آن برای مردم محال و غیر ممکن است، یا ترجمه شده‌اند یا به همراه خود لغت نامه‌ای هم دارند!!

بخشی دیگر از کتاب دده قورقود از نسخۀ خطی درسدن، به کوشش موهرم ارگین با نام دِدِ کُرکوت کیتابی که در ۱۹۸۹ در آنکارا به چاپ رسیده است را مرور می‌کنیم: «دده قورقوت بر دخی صویلمیش: صرب یوررکن قاضلق اتا نامردیگت ینه بلمز بننجه بنمسه‌ یگ. چالوب کسر اوز قلیجی مخنثلر چالنجه چالسه‌ یگ. چلابیلن یگیده اوقله قیلجدن بر چوماق یگ. قونغی گلمین قره اولر یقلسه‌ یگ. آت یمین اجی اوتلر بتمسه‌ یگ…»(صفحه ۷۴) سبک نگارش و وجود انبوهی از واژگان و اصطلاحات مختص به ترکی عثمانی در کتاب دده قورقود (مانند: پنجیک، علوفه [= دستمزد]، توپ [سلاح]، استانبول، سنجاق‌بیگی، آکینجی، شاپکا [وام‌واژه‌ای لهستانی] و…) -که از سدۀ ۱۶ میلادی به بعد در این زبان باب شده‌اند- در کنار دیگر موارد یاد شده، به وضوح نشان می‌دهد که کتاب نخست دده قورقود برای ترکان عثمانی و در سده‌های اخیر و با بهره‌گیری از ماجراهای محلی و اسطوره‌های یونانی مهیّا و مکتوب شده است.

– پرسش بعدی این که چرا در دواوین و کتب تاریخی و تذکره‌های بی‌شماری که در همین منطقۀ آذربایجان به رشته تحریر درآمده‌اند نامی از دده قورقود برده نشده است؟ کتابی که گفته می‌شود بین سده‌های سوم تا پنجم قمری در آذربایجان نوشته شده و سابقۀ داستان‌های آن نیز به هزاران سال پیش باز می‌گردد، در ایران و آذربایجان مطلقاً ناشناخته بوده و هیچ کس نامی از این کتاب، داستان‌ها و شخصیت‌هایش نگفته، نشنیده و ننوشته است؟ تا آن که اروپاییان در سده‌ی نوزدهم میلادی این متن را که تا آن زمان خود ترکان از آن ناآگاه و بی‌اطلاع بودند به ایشان معرِّفی کردند و آن را در دو نسخه‌ آماده کرده، تحویل‌شان دادند! نسخه‌هایی که نه نام نویسنده دارند، نه کاتب، نه تاریخ کتابت و نه محل کتابت!؟

منابع:

آذری، کاظم (۱۳۹۲)، کژراهه ­های تحقیق در فرهنگ و تاریخ؛ آیا دَدَه قورقود آذربایجانی است؟، روزنامۀ طرح نو.

رحمانی‌فر، محمد (۱۳۷۹) ،نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترک‌های ایران، نشر اختر؛ تبریز.

زهره‌وند، علی (۱۳۷۹)، بزرگداشت هزار و سیصدمین سالگرد کتاب دده قورقود، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ۱۳۷۹ شماره ۳۰.

کارنگ، عبدالعلی (۱۳۳۴)، کتاب دده قورقود، مجلۀ یغما سال هشتم اسفند ۱۳۳۴شماره ۱۲، پیاپی ۹۲.

صدیق، حسین، هفت مقاله پیرامون فولکلور و ادبیات مردم آذربایجان، انتشارات دنیای دانش، تبریز.

منصوری، فیروز(۱۳۹۵)، مطالعاتی درباره تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان، تهران؛ نشر هزار.

[۱] دکترای جغرافیای سیاسی و روزنامه‌نگار.

[۲]. جعفر وثوقی، دعوای جاعلان  راه وطن  (وطن یولی) شنبه ۱۸ خرداد ۹۸ شماره ۲۵ «پیش از همۀ این ها شخصی به نام آراز محمد سارلی در یادداشتی با عنوان (لطفاً قدیمی ترین نسخه خطی ” دده قورقوت ” را به نام خود مصادره نکنید!!) نوشته بود: کاشف این نسخه ولی محمد خوجه نسخه یاب! سرشناس ترکمن اهل ترکمن صحرا و ساکن گنبدکاووس هست که خاندان وی به دنبال تضییقات نظام بلشویکی استالینیستی، گنجینۀ نسخ خطی خود را با شیوه های سنتی در دل خاک یا شکاف کوه ها و غارهای ازبکستان، ترکمنستان، قزاقزستان و ایران پنهان کرده بودند! تا از گزند روزگار در امان باشند. همچنین گزارشی از سخنان متین ائکیجی ترکیه ای دربارۀ برگردانده شدن این اثر به ترکی معاصر و چاپ با عنوان ” نسخه ترکستان ” داده شده بود. جالب آن که جدا از عبارت « کتاب ددم قور قود علی لسان طائفۀ‌ اوغوزان » که بر روی نخستین صفحه‌ نسخه دِرسدِن نوشته شده است در صفحۀ دوم آن یک بیت شعر به زبان پارسی نوشته شده که هم سندیست قاطع بر نگارش این کتاب در دوران عثمانی و هم دلیلیست محکم بر و نقش غیر قابل انکار زبان و ادبیات پارسی بر فرهنگ و زبان و ادبیات ترکی عثمانی:

به هنر کوش زانکه در عالم                         ادب تأثیر آنراست کو هنرور است»

درباره‌ی روابط عمومی موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن

همچنین ببینید

ترویج ترکی قفقازی

از جمله جریان‌های که به صورت خزنده توسط عوامل برجسته‌ فرهنگی ـ‌ امنیتی شوروی هدایت …