خانه / مقالات / صد کلام از افکار فلسفی شیخ محمد خیابانی

صد کلام از افکار فلسفی شیخ محمد خیابانی

۱ ـ در آزادی و استقلال

۱ ـ اولین لازمه شرافت یک ملت، استقلال است.

۲ ـ استقلال ملت‌ها را فقط فضایل و اخلاق عالیه می‌تواند محفوظ داشت.

۳ ـ حافظ و نگهبان استقلال هر ملتی شجاعت و قهرمانی اوست.

۴ ـ هرگاه می‌خواهید آزاد باشید باید پرستش حقیقت را پیشه خود سازید.

۵ ـ بدون حقیقت، آزادی میسر نیست.

۶ ـ یک ملت نمی‌تواند بدون معارف آزادی خود را محفوظ دارد.

۷ ـ در راه زندگی شرافتمندانه باید از جان و مال گذشت.

۸ ـ زنده‌باد ملتی که برای زندن داشتن آزادی، زندگی را دوست دارد.

۹ ـ آزادی مستلزم مساواتست، در مقابل قانون همه برابریم.

۱۰ ـ هیچ نوع آزادی را نمی‌توان تصور کرد که به ما اجازه دهند الی الابد خطاکار باشیم.

۱۱ ـ عطر گلاب، جعل‌ها را سراسیمه می‌کند، عطر آزادی را در مملکت نشر نمایید تا جعل‌های استبداد از میان بروند.

۱۲ ـ آزادی عقیده در بالای سر هر سیاست حاکم است.

۱۳ ـ شما هر قدر آزادی‌خواه باشید هستند جماعتی که از شما آزادی‌خواه‌ترند.

۱۴ ـ ایران را ایرانی باید آزاد کند.

۱۵ ـ در عین آزادی باید مقید باشی.

۱۶ ـ روح ملت فدای هیچ کس نیست، ارواح خادمین ملت باید فدای ملت شود.

 

۲ ـ در تجدد و ترقی

۱۷ ـ اولین وسیله ترقی، داشتن روح تجدد است.

۱۸ ـ یک ملت زنده و بیدار و هوشیار باید همیشه به طرف تجدد رهسپار گردد.

۱۹ ـ بر ضد زمانه راه رفتن غلط و محال است.

۲۰ ـ باید زمانه ما را به هر کجا که لازم است برویم هدایت کند.

۲۱ ـ چنان که زمانه ملت‌ها را سوق می‌کند و می‌روند ما هم نباید به زمان خودمان عاق بشویم.

۲۲ ـ باید ترقی کردن را واجب دانست، ترقی نکردن مردن است.

۲۳ ـ هر ملتی که ترقی را با نظرهای لاقید و بی‌علاقه ملاحظه نماید دچار هلاکت خواهد شد.

۲۴ ـ ما اولاد قرن حاضریم و عاق قرن خود نخواهیم شد.

۲۵ ـ اولین دشمن یک متجدد، آمال (ایده‌آل) زمان اوست.

۲۶ ـ جهال، مرگ را بر تغییر عادت ترجیح می‌دهند.

۲۷ ـ آنچه امروز یک امل مبجل و مرغوبی است ممکن است فردا منفور و مردود باشد.

۲۸ ـ عوام یک علاقه صمیمی با عادات خودشان دارند و عادات مانع ترقی و تجدد است.

۲۹ ـ عقل و منطق عوام در چشم اوست.

۳۰ ـ کلاه امروزی شما به قد کلاه دیروزی پدران شما نیست و فردا هم کلاه امروزی را در سر نخواهید داشت.

۳۱ ـ همان قوه که در موقع خود به شکل آتش و حرارت متجلی می‌گردد بعد از این باید به شکل کار و حرکت به بروز آید و چرخ‌های تمدن و تکامل را راه بیندازد.

 

۳ ـ در فلسفه اجتماعی

۳۲ ـ عوام تابع تلقینات است و هرگاه مدیران او قابل و صاحب حسن‌نیت باشند ممکن است نتایج حسنه از عوام گرفت.

۳۳ ـ یک فرد بی‌علاقه به جامعه خود کمتر از حیوان است.

۳۴ ـ عدم علاقه بر حیات اجتماعی دلیل بر عدم زندگی است.

۳۵ ـ در حیات سیاسی و اجتماعی آنان که علاقه‌مند نیستند به مثابه امواتی هستند که حیات از آنان رو گردان و گریزان است.

۳۶ ـ مردگانند اشخاصی که برای خاطر اغراض و اسقام شخصی خود به اتفاقات مخالف عقیده و مسلک تن در می‌دهند.

۳۷ ـ ترحم بر غاصبین حقوق جماعت، خیانت بر جماعت است.

۳۸ ـ در میان دو نظریه متفاوت باید به زودی عقل خود را به کار انداخته یک قرار قطعی اتخاذ نمود.

۳۹ ـ یک نادان در یک لحظه ممکن نیست دانا بشود.

۴۰ ـ شخصی که در تاریکی زیست کرده است در پیش یک روشنایی آنی چشمش خیره و یا کور می‌شود.

۴۱ ـ کسی که به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند حقوق خودش را فاقد می‌گردد.

۴۲ ـ مجازات و مکافات نباید لاعن شعور باشد.

۴۳ ـ هیچ کار بزرگ بدون فکر انجام نمی‌گیرد.

۴۴ ـ از افکار غیر متجانس و متضاد نمی‌توان نتیجه گرفت.

۴۵ ـ هر زمانی تقاضایی دارد که با میزان علم و معرفت بشر تغییرپذیر است.

۴۶ ـ اعمال جماعت آنی و غیر ارادی است مثل یک زلزله ناگهانی عالمی را به هم زده خود نیز از میان می‌رود.

۴۷ ـ عوام وقتی که می‌خوابد کاملاً می‌خوابد و وقتی که بیدار شد دیگر فعالیت تدریجی را قبول نمی‌نماید.

۴۸ ـ عوام بی‌اراده و اختیار است و تابع جریان و تلقینات.

۴۹ ـ تمایل عوام به موهومات است، معرکه و افسانه‌های یک درویش بیشتر از کنفرانس‌های یک دانشمند او را جذب می‌کند.

۵۰ ـ در تعیین عیار و قیمت ملت‌ها سجیه بالاتر از همه چیز است.

۵۱ ـ یک حرکت عمومی، تمام بشر متمدن را به جانب یک سر منزل تکامل پیش می‌برد.

۵۲ ـ به نام هر اکثریتی نمی‌توان حکم قطعی داد.

۵۳ ـ هر دوره تاریخی که در حیات یک هیئت اجتماعیه رخ می‌دهد با قلم یک نفر مورخ و یا به فرمان یک زمامدار امور تعیین و تحدید نمی‌شود.

۵۴ ـ حادثات اجتماعیه محصول و نتیجه عوامل طبیعیه است.

۵۵ ـ نه ممکن است تاریخ را فریب داد و نه ممکن است زمان را از سیر سریع خودش باز داشت.

 

۴ ـ در شرایط موفقیت

۵۶ ـ انتظام و انضباط یک شرط عمده موفقیت است.

۵۷ ـ مقتدرترین فرقه‌های سیاسی اروپا فقط به انتظام و دیسیپلین خودشان امتیاز دارند.

۵۸ ـ انسان باید در حیات طوری مشغول کار شود که گویا هیچ نخواهد مرد.

۵۹ ـ ما فدائیان اولاد خودمان هستیم ما خواهیم مرد تا آنان زنده بمانند.

۶۰ ـ باید فداکاری کنید تا آتیه شما و اولاد شما تأمین شود.

۶۱ ـ اندوختن سهل است و نگهداری مشکل.

۶۲ ـ برای گذشتن از یک حالت موجود به یک حالت جدید، قدرت و متانت جوهری لازم است.

۶۳ ـ هرگاه صمیمیت و صداقت شما به درجه کفایت و کمال باشد هیچ قوه متصور نیست که بتواند بر شما غلبه جوید.

۶۴ ـ اضطرابات در حیات افراد و جماعات یک عامل بیداری و احتیاط و تدبیر است.

۶۵ ـ یک اضطراب معقول و عاری از عصبانیت، بهترین استاد سیاسی است که راه‌های رفتنی و کارهای کردنی را به جماعت نشان می‌دهد.

۶۶ ـ اقوام مضطرب و دوراندیش زحمت می‌کشند و رنج می‌برند و ثمرات شیرین آنها را اقتطاف می‌نمایند.

۶۷ ـ طبیعت میدان یک مجادله عمومی است که زندگی را پاداش مظفرین و غالبین قرار داده است.

۶۸ ـ در این کارزار بزرگ، ناتوانان و ضعفا نمی‌توانند زیست کرد.

۶۹ ـ برای تأمین حیات و بقا در این جهان باید از ضعف و ناتوانی دوری گزید.

۷۰ ـ اعتماد به نفس، یک شرط عمده موفقیت است.

۷۱ ـ یک تشکیلات محروم از دیسیپلین، از عدم موفقیت به عدم موفقیت غلطیده همیشه طریق سقوط و انحطاط را می‌پیماید.

۷۲ ـ در روی خرابه‌های دیروزی باید عمارت فردا را بلند کرد.

۷۳ ـ بلند کردن عمارت فردا، فکر دوربین و دوراندیش، فکر تعقل و تدبیر و فکر ایجاد و اجرا می‌خواهد.

 

۵ ـ در اخلاق

۷۴ ـ اعتماد به نفس یک شرط عمده موفقیت است.

۷۵ ـ در ردیف و محاذات حب نفس باید عزت نفس و اعتماد به نفس را هم در نظر گرفت.

۷۶ ـ تنبل‌ها و تن‌پرورها را[باید] از هیئت اجتماعیه اخراج و تبعید کرد.

۷۷ ـ عزم کردن کافی نیست هر عزم باید مبدل به عمل گردد.

۷۸ ـ در کلیه امور و حوادث باید وظیفه را از غیر وظیفه تفکیک و تفریق نمود.

۷۹ ـ شجاعت یک شرط مهم موفقیت است.

۸۰ ـ ما شجاعتی را که توأم و همراه با متانت و استقامت[می­خواهیم].

۸۱ ـ یک لقمه خاردار باشید تا هیچ گلو نتواند شما را فرو ببرد.

۸۲ ـ یک ملت که از مرگ نترسد هرگز نمی‌میرد.

۸۳ ـ مردن در راه یک امل بزرگ، عین موفقیت است.

۸۴ ـ ما آن مجنونان و آن عاشقانیم که از هیچ چیز نمی‌ترسیم.

۸۵ ـ تو واحد و متحد جلوه نما و بگذار دیگران از تو بترسند.

۸۶ ـ ترس، مرد را از همه شئون رجلیت و فتوت لخت کرده او را با دنی‌ترین حیوانات هم‌سنگ و هم‌پایه قرار می‌دهد.

۸۷ ـ ترس، عامل عمده اسارت ملت‌ها است.

۸۸ ـ یک ملت ترسو، به زودی در چنگال هر مستبد ستمگر گرفتار می‌آید.

۸۹ ـ برای گذاردن طوق بندگی بر گردن یک ملت ترسو، بیدادگران تردست با کمال آسانی پیدا می‌شوند.

۹۰ ـ نترسیدن کافی نیست، باید جرئت و شجاعت داشت، باید پر دل بود.

۹۱ ـ یک جرئت مسلح با تدبیر و شجاعت، یک شجاعت دوربین و دوراندیش و بیشتر از همه یک شجاعت فداکار و پرحرارت، ناجی ملت‌ها است.

۹۲ ـ شجاعت مادی بی‌شجاعت معنوی، کامل نیست.

۹۳ ـ شجاعت معنوی عبارت از حاکمیت و تسلط مرد است نسبت به احتراصات خودش.

۹۴ ـ کسی که تابع هوا و هوس و محکوم نفس اماره خودش نیست شجیع و جسور است.

۹۵ ـ شجاعت معنوی یک فضیلت و نتیجه یک محاکمه منطقی است.

۹۶ ـ شجاعت معنوی اثر یک عزم و اراده و جلوه یک تصمیم اختیاری است.

۹۷ ـ تصمیم مرد شجیع این است؛ چون نباید بترسم نمی‌خواهم بترسم و نمی‌ترسم.

۹۸ ـ در مقابل تصمیم مرد شجیع هیچ قوه از قوای معلومه بشری فایق و غالب نیست.

۹۹ ـ هرگز نباید به خستگی و یأس اعتقاد داشت، هرگز ولی به خصوص وقتی که بار سنگین زندگی یک ملت از یک موی باریک آویزان می‌باشد.

۱۰۰ ـ ای «ایران» لایموت، سرت را بلند دار و زنده و پاینده باش.

درباره‌ی روابط عمومی موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن

همچنین ببینید

عهد صفوی دوران بازیابی هویت ایرانی

عهد صفوی دوران بازیابی هویت ایرانی دکتر باقر صدری‌نیا* تشکیل حکومت صفویه در ایران به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.