خانه / مقالات / روایتی تاریخی ـ ادبی از جنگ ‌های ایران و روسیه تزاری

روایتی تاریخی ـ ادبی از جنگ ‌های ایران و روسیه تزاری

مآثرسلطانیه

 روایتی تاریخی ـ ادبی از جنگ ‌های ایران و روسیه تزاری

* یلدا رنجبر خراسانی

درباره دیرینه روابط ایران و روسیه و تاریخ آغاز هجوم کشور متخاصم روس به خاک ایران آثار و کتاب های متعددی به رشته تالیف کشیده شده است. اهمیت تاریخ نگاری در این عرصه به حدی بوده است که در همان ایام هجوم روسیه به ایران برخی  از اهالی قلم و مورخان دلسوز اقدام به ثبت و ضبط رویدادها می‌نمودند.

اگر چنانچه محمدبن اسفندیار مؤلف تاریخ طبرستان نوشته است، تاریخ اولین هجوم روس به خاک ایران مربوط به قرن سوم هجری (۲۹۸ قمری) باشد، ما هم اینک اطلاعات مهمی از آن تاریخ در دست داریم. با این وجود داستان دست درازی روسیه به خاک ایران حکایت‌های طولانی برای خود دارد.

در سال ۱۱۹۷ قمری که هراکلیوس والی گرجستان به امضای معاهده تحت الحمایگی تفلیس با کاترین دوم ملکه روسیه تن داد، زمامداران دربار سن پترزبورگ بر آن بودند تا در ادامه لشکرکشی ناموفق پطرکبیر به قفقاز، ابتدا تمام گرجستان را ضمیمه امپراطوری روسیه نمایند و آنگاه با تبدیل تفلیس به مرکز فرماندهی کل قوای روسیه در قفقاز، سیاست توسعه طلبی خویش در این سرزمین را به اجرا گذاشته و مناطق شمالی ایران در ارس را به تصرف خود در آورند.

آقا محمدخان قاجار پس از آگاهی از همراهی والی گرجستان با نقشه روسها در قفقاز، ابتدا کوشید تا از طریق مکاتبه با اراکلی خان و تذکر پیوندهای دیرینه گرجستان با دولت مرکزی ایران به او، وی را نسبت به عواقب سیاست خویش در همراهی با روس‌ها هشیار سازد. چون این تلاش بی‌نتیجه ماند، لاجرم پادشاه ایران بر آن شد که با توسل به نیروی نظامی و هجوم به تفلیس، اراکلی خان را از تعقیب سیاست خویش در تبدیل گرجستان به پایگاه پیشروی روس ها به خاک ایران باز دارد.

لشکرکشی آقا محمدخان اگرچه به سقوط تفلیس منجر شد و برای مدتی کوتاه مانع پیشروی بی‌دغدغه روس‌ها به سوی مناطق جنوبی قفقاز گردید، اما خللی در اراده فرمانروایان روسیه برای ادامه نقشه های خویش در قفقاز پدید نیاورد.

پس از مراجعت آقامحمدخان از تفلیس، قوای روس تحت فرماندهی ژنرال زوبف و با مساعدت حاکم گرجستان روانه سرزمین های ایرانی شد و تلاش خود را برای کنترل تمام قفقاز جنوبی، ارمنستان و اران تجدید کرد.

پس از قتل آقامحمدخان و فرا رسیدن دوره پادشاهی فتحعلی شاه، سیاست همراهی حاکمان تفلیس با روس‌ها استمرار یافت. در این زمان گرگین خان جانشین اراکلی خان بود و بر تدوام سیاست پدرش در اتحاد با روس‌ها اصرار داشت.

با این وجود پس از درگذشت ناگهانی گرگین خان، الکساندر اول – فرمانروای روس – با انتشار اعلامیه‌ای الحاق گرجستان به روسیه را اعلام و مردمان آن نواحی را دچار شگفتی کرد.

از دیگر سو در اواخر سال ۱۲۱۸ قمری چون اخبار غلبه بر گنجه و کشتار هولناک مردم این شهر به فتحعلی شاه رسید وی عباس میرزا نایب السلطنه خویش را به آذربایجان فرستاد تا به مقابله با روس‌ها بپردازد. عباس میرزا با حمایت چشمگیر مردم آذربایجان و اران و سایر مناطق شمالی ارس مدت ۱۲ سال در برابر روس‌ها مقاومت کرد.

با وجود این مقاومت سرانجام عباس میرزا مجبور شد تحت فشار سفیر انگلیس در ایران و نیز برخی عناصر دربار تهران نظیر ابوالحسن خان شیرازی، دستور فتحعلی شاه را مبنی بر مذاکرات لازم برای حصول صلح با روس ها اجرا نماید.

کوتاه زمانی پیش از این با تلاش انگلیسی‌ها ایران به امضای عهدنامه صلح بخارست در ۱۶ جمادی الاولی ۱۲۲۷ تن داده بود و زمینه ذهنی مساعد برای موفقیت حامیان صلح با روسیه در دربار ایران فراهم بود. به محض اینکه شاه دستور معاهده صلح را صادر کرد، زمینه اصلی برای تجزیه خاک ایران فراهم شد، اما شاه ساده لوح که تحت تاثیر فریب سفیر انگلیس و افراد وطن فروشی چون ابوالحسن خان و همفکران او قرار گرفته بود خیال می کرد به زودی پس از انجام مذاکرات صلح، سرزمین های اشغال شده ایران تخلیه خواهد شد، بنابراین نیازی نمی دید تا در باب مفاد معاهده و محتوای فصول آن نظارت کافی و وافی را معمول دارد. جالب اینکه ابوالحسن خان نیز تحت هدایت سفیر انگلیس – که برای ابوالحسن خان مقرری مادام العمر تعیین کرده بود – پای معاهده گلستان را مهر نهاد. امضای عهدنامه گلستان در حالی انجام گرفت که دو سال پس از تنظیم قرارداد و فروش خاک وطن، ابوالحسن خان در ملاقات با امپراطور روسیه و وزیر خارجه آن کشور، دریافت که وعده‌های دولت انگلیس و ژنرال روس تنها به قصد اغفال او بوده است… آری مملکت تکه تکه  شده بود.

یکی از منابع مهم و دست اول در خصوص تاریخ جنگ های دوره اول ایران و روس که بی‌گمان با مطالعه آن خواننده از جزئیات ماجرای آن جنگ ها و نیز حوادث پشت پرده، اطلاعات ذی قیمتی به دست می‌آورد، کتاب «مآثر سلطانیه» نوشته عبدالرزاق دنبلی متخلص به «مفتون» می باشد. این کتاب نخستین اثر درباره تاریخ هجوم اول روسیه به ایران است و حضور عبدالرزاق در همین ایام در دارالسلطنه تبریز باعث شده تا وی امکان یابد که از نزدیک شاهد حوادث قفقاز و آذربایجان باشد و روایت مستقیمی از جنگ های ایران و روسیه فراهم کند.

اهمیت مآثر سلطانیه که در همان زمان تالیف در تبریز چاپ سنگی شد، موجب گردید که سرهارد فورد جونز دیپلمات مشهور انگلیس آن را سریعاً ترجمه کند و در تیراژ وسیع چاپ نماید. این کتاب مهم چندی پیش به اهتمام پژوهشگر توانای کشور استاد دکتر غلامحسین زرگری نژاد تصحیح و به همراه حاشیه ارزشمند ایشان به چاپ رسید. از آنجا که مفتون دنبلی در آستانه هجوم دوم روس‌ها به خاک ایران درگذشت و نتوانست روایت این دوره از جنگ‌ها را نیز یادداشت نماید، دکتر زرگری نژاد برای آنکه متن کاملی از دو دوره جنگ های ایران و روسیه در اختیار علاقمندان قرار دهد، گزارش جنگ‌های مرحله دوم را نیز از نوشته خاوری شیرازی نویسنده «تاریخ ذوالقرنین» به مآثرسلطانیه ضمیمه کرد. از این رو می توان گفت که کار ارزشمند استاد زرگری نژاد تاریخ کاملی است از دو مرحله جنگ های ایران و روسیه که توسط دو مورخ برجسته صدر دوره قاجاریه یعنی مفتون دنبلی و خاوری شیرازی و یک مورخ و تحلیلگر برجسته معاصر دکتر زرگری نژاد تنظیم، تالیف و چاپ شده است.

همان طور که بیان شد مآثرسلطانیه مستقیم ترین گزارش در باب جنگ‌های مرحله اول ایران و روس از آغاز یورش روس تا معاهده گلستان است. در این میان شرحی فشرده از رخدادهای سلطنت فتحعلی شاه قاجار از پایان جنگ‌های مرحله اول تا آستانه هجوم مجدد قوای روسیه به خاک ایران نیز در آن دیده می‌شود.

یک نکته مهم در باب مآثرسلطانیه نثر ادبی ماهرانه و دلنشین کتاب است. عبدالرزاق که خود از ذوق شاعرانه برخوردار بود، مدتی ناخواسته در شیراز به سر برد و در آن ایام توانست استعداد ادبی خویش را پرورش دهد و همچنین طی مصاحبت با بزرگان مکتب شعری «بازگشت ادبی» توانست از نثری توانا بهره‌مند شود. او که متولد شهر خوی بود بعدها از شیراز به تبریز بازگشت و در این میان ریاست میرزا بزرگ قائم مقام بر دستگاه دیوانی دارالسلطنه تبریز و استادی او در نظم و نثر و اعتقاد راسخ وی به روان نویسی و اجتناب از اغراق های منشیانه و لفاظی های ملال آور و آکنده از اطناب ممل و ایجاز مخل، دنبلی را بیش از پیش به سوی تدوین اثری روان و دور از تکلف سوق داد و باعث شد تا او پس از محمد تقی ساروی نویسنده احسن التواریخ (نخستین اثر در تاریخ قاجار که اساس و شالوده نثر آن بر اغلاق و تکلف‌های آزار دهنده پایه گذاری شده بود) مآثرسلطانیه را با عباراتی روان و در عین حال با نثری استوار و متین تدوین کند و آن را به الگویی برای غالب مورخان بعدی تبدیل نماید و از این طریق در گسترش روان نویسی و اجتناب از مغلق گویی و پیچیده نگاری در عصر قاجار تاثیری غیر قابل انکار به جای گذارد.

دنبلی اثر خویش را به تشبیهات و استعارات زیبای ادبی آراسته و در جای جای کتاب از صنایع لفظی همچون جناس، سجع، تشبیه و استعاره و… استفاده نموده است.

بعدها نویسندگان بزرگ عصر قاجار علاوه بر پیروی از سبک و روش تاریخ نویسی دنبلی در ارائه وقایع جنگ‌های مرحله اول ایران و روس، اساس تنظیم و تدوین اطلاعات و نوشته های خویش را گزارش های دنبلی در ماثرسلطانیه قرار دادند.

دنبلی نویسنده‌ای پرکار بود و ۱۶ اثر از جمله حدائق الجنان، تجربه الاحرار و تسلیه الابرار، نگارستان دارا، جامع خاقانی، شرح مشاعر ملاصدرا، مثنوی همایون نامه، دیوان قصاید و غزلیات و… از وی به یادگار مانده است.

یکی از امتیازات چاپ جدید مآثر سلطانیه اقدام مصحح محترم کتاب در افزودن بخش ضمائم می‌باشد. در این بخش که دربرگیرنده ۱۰ ضمیمه میباشد متن کامل عهدنامه‌های منعقده مابین ایران و روس و انگلیس به چاپ رسیده است.

همچنین در این فصل، قسمتی از کتاب تاریخ ذوالقرنین نوشته خاوری شیرازی که در وقایع سال‌‌های ۱۲۴۱ تا معاهده  ترکمانچای می‌باشد، ذکر می‌شود. چه در این بخش و چه در دیگر فصول کتاب، مطالبی که به قلم دکتر زرگری نژاد در پاورقی‌ها ذکر گردیده از اهمیت فراوانی برخوردار است. گاه مفتون دنبلی وخاوری شیرازی در نگارش تاریخ دچار اشتباهاتی شده‌اند دکه مصحح کتاب آنها را اصلاح کرده است.

در هر حال اطلاعات بسیار پرفایده‌‌ای از پاورقی‌های کتاب به دست می‌آید که مطالعه آن مطالب ضروری است.

در حقیقت می‌توان گفت تصحیح زرگری نژاد نوعی تکمیل نوشته های ناقص عبدالرزاق دنبلی است. از آنجا که دنبلی اثر خویش را عمدتاً به شرح جنگ های عباس میرزا اختصاص داده و در ارائه دیگر گزارش‌های عصر فتحعلی‌شاه اختصار گزیده و یا به حذف روی آورده، مصحح هر کجا که احساس کرده با ارائه توضیحات می‌تواند پیوستگی گزارش‌های مربوط به دوره فتحعلی شاه را در نوشته دنبلی افزایش دهد و به خواننده در تعقیب منظم رخدادها مدد رساند، از شرح وقایع فشرده شده در متن خودداری نکرده است.

دنبلی در تاریخ خود از بیان جزئیات خودداری نمی‌کند و تاریخ خود را گاه با بیان مسایل جزیی همراه می سازد. از این مطالب جزیی البته مسایل مهمی می توان دریافت.

دنبلی نوشته خود را با بیان تاریخ و حسب و نسب قاجارها آغاز می‌کند و انجام کتاب خود را بیان وفات الکساندر پاولیچ امپراطور روس قرار می‌دهد.

نویسنده هر چند در انتهای کتاب ابراز امیدواری می کند که شرح ماجراهای مرحله دوم جنگ ایران و روس را نیز به زودی تالیف می کند منتها همان طور که بیان شد به سال ۱۲۴۲ در بازگشت از سفر حج در می‌گذرد و امکان تکمیل کتاب را نمی یابد. خوشبختانه در همین زمان دیگر مورخ برجسته قاجار، خاوری شیرازی، با تالیف کتاب «تاریخ ذوالقرنین» در حقیقت مآثرسلطانیه را تکمیل می نماید. خاوری مبنای کتاب خویش را نوشته های دنبلی قرار می‌دهد. و بدین ترتیب با انتشار این اثر، تاریخ کامل جنگ‌های ایران و روس تالیف می شود. در تاریخ مآثرسلطانیه از مطالب متعددی همچون «ذکر توجه عباس میرزا به سمت آذربایجان»، «بیان مجملی از کیفیت اوضاع ممالک روسیه و گزارش حال ایشان»، «افتادن قلعه گنجه به دست روسیه»، «بیان فتاوی مجتهدین عصر در باب محاربات روسیه»، «تعیین ابوالحسن خان شیرازی به سفارت انگلیس»، و… سخن به میان می‌رود.

در اینجا به عنوان ذکر نمونه‌ای از نثر دنبلی، بخشی از نوشته او را که پیرامون بیان فتاوی مجتهدان عصر در باب محاربه با روسیه است نقل می‌نماییم را می‌آوریم.

بیان فتاوی مجتهدین عصر در باب محاربات روسیه

«در این سال ها (۱۲۲۸٫ق) که لشکر اسلام را محاربات با روسیه واقع بود و دلیران اسلام آن فرقه را دافع جنگ؛ و پیکار آن طایفه موقوف به وقتی و معین به زمانی نبود؛ بلکه بر سبیل استمرار، صفوف کارزار آراسته بود و علم نصرت در خرام و نایب السلطنه و میرزا بزرگ، قائم مقام صدر دولت و امرا و بزرگان حضرت و لشکریان را آسایش حرام و کفایت این زحمت بی نهایت بر ذمت همت نایب السلطنه و قایم مقام و حاضران رکاب ظفر نصاب و لشکر فیروزی اثر بود و آسودگان ممالک دیگر در مهد راحت غنوده از غوغای قیامت خبری می‌شنیدند و اثری از دخان و نار او نمی دیدند، در سرمای زمستان آذربایجان و گرمای صحرای قراباغ و موغان دایم در رکضت و نهضت بودند؛ جنسی که در آن جیش قیمتی نداشت، نقد جانها بود و متاعی که به جوی نمی ارزید جوهر روان‌ها و بر چیزی که نظر التفات نمی‌رفت‏، سرهای مسلمان و روس بود، افتاده در میدان هیجا. دایره لشکرگاه روس دریای آتشی در جوش و جهنمی پر خروش، افواج مواج سرباز و سوار در غمرات آتش شعله بار، چون سمندر و سیاوش در میان این قتال و جدال، مقربان حضرت را در ماه های روزه و غیره، از صلات و صیام و حکم و اسیر و چپاول و فروعات به آن، مساله‌ای چند عارض می‌شد که تمیز و تشخیص این حروب با غزا و جهاد مشکل می نمود و خار خار این اندیشه نیز بر دامن دل ها می آویخت که آیا تحمل این مشقت و مصابرت درین زحمت بی نهایت که هنگامه محشر از او نشانه بود و صرف اموال بیکران و تضییع جان ها و در باختن سرها و روان ها در بارگاه الهی مثمر سعادتی و باعث ایثار رحمتی و مغفرتی است، یا محض صیانت ملک یا مجرد دفاع یا رعایت سد رخنه بیگانه یا مخصوص به اهل آذربایجان یا غزا و جهادی است که همه مسلمانان درین زحمت شرکت دارند؟ و این همه خزاین و سلاح که در اصلاح این کار و تجهیز لشکر جرار صرف می‌شود، خزینه‌ها پرداخته و کارها ساخته می‌گردد، موافق قانون شرع رسول اکرم است یا متعارف به قاعده عرف و دستور ملکداری خسروان معظم و شیوه کسری و جم؟

بنابر تمهید این مقامات، نایب السلطنه و قائم مقام بعد از عرضه داشت به دربار خاقان جمجاه، اولاً: عالی جناب، حاجی ملاباقر سلماسی و ثانیاً: صدرالمله والدین، مولانا صدرالدین محمد تبریزی را برای استفتا و حل مسایل و تحقیق مدعا از شیخ جعفر نجفی و میرزا ابوالقاسم جاپلقی و آقا سید علی مجتهد «نورالله مضاجعهم و شکرالله مساعیهم»به عتبات عالیات عرش درجات روانه نمودند و نیز مکاتبات و مراسلات درین خصوص به تفتیش آیات و نصوص به علمای اصفهان و ملاعلی اکبر ایجی و آخوند ملا احمد کاشی نگاشتند و در اندک مدت رسایل عدیده از اطراف و جوانب رسید. و شعرای آستان امیرالمومنین علیه السلام، قصاید عربی در مدح اعلیحضرت خاقانی و نواب نایب السلطنه به رشته نظم کشیده شده ارسال داشتند و رساله ها در اثبات جهاد و غزا و فتوی در ملت بیضا که امروز شاهنشاه و نایب السلطنه به راستی قاضی راه دین و محیی ملت سید المرسلین است پرداخته و در رساله شیخ جعفر و آقا سید علی که راس و رییس مجتهدین بودند صراحتاً تعیین نیابت امام و وکالت فقهای ذوی العز والاحترام، درین مقام نگاشته و به دلایل واضحه و براهین ساطعه، تصریح نموده که امروز محاربات با جماعت روسیه جهاد است و هرچه به قانون شرع شریف خراج حسابی از رعایا گرفته صرف این راه شود، حلال است و مباشران امور جهاد به شرط دیانت و امانت‏، از کاتب تا سررشته داران نظام، شهیدند و زنده ثواب و ماجور در روز حساب. و بر صغیر و کبیر و وضیع و شریف ممالک محروسه واجب که به عزم جهاد و برای تقویت دین و اعلای کلمه حق و حفظ بیضه اسلام به واجبی، تهیه حزب سازند …

بالجمله درین سال فرخنده مال، فضلاء و علمای آذربایجان در مساجد و منابر رفته، بنای وعظ نهادند و سلوک آن طایفه را با مسلمانان به آواز بلند بر فراز منابر گفتند و گوهرهای وعظ به مثقب طلاقت لسان و فصاحت بیان سفتند و مستمعان را متاثر و قلوب غافلان را منزجر ساختند. و سوای جماعت سرباز و نوکر مواجب خوار، جمعی کثیر را غیرت اسلام دامن گیر گشته، داوطلب جهاد شدند و با اسلحه و اسباب حرب از سان گذشته، منتظر محاربت و مجاهدت گشتند تا هر وقت که امر و اشارت رود به مجاهده پردازند و جواهر ذاتی خود را ظاهر و باهر سازند و اکنون در همه بلاد آذربایجان، با یراق و اسباب در همه جا قریب به صد هزار نفر مجاهد به هم رسیده است.»

همان طور که بیان شد مفتون دنبلی نویسنده مآثر سلطانیه به سال ۱۲۴۲ قمری در بازگشت از سفر حج درمی‌گذرد و نگارش تاریخ‌اش ناتمام می‌ماند. به همین دلیل دکتر زرگری نژاد با استفاده از «تاریخ ذوالقرنین» اثر خاوری شیرازی دنباله ماجرای هجوم روس به ایران را پی می‌گیرد. با پایان یافتن مآثر سلطانیه «رخدادهای سال ۱۲۴۱ تا معاهده ترکمانچای» از اثر خاوری نقل می‌شود. خلاصه این رخدادها چنین است:

پس از اینکه اولیای امور ایران از حیله‌ورزی انگلیس و روسیه دراشغال خاک ایران مطمئن شدند و دانستند که بر اثر انعقاد عهدنامه‌ گلستان بخشی از خاک کشورمان را به اجنبی داده‌اند، ابوالحسن خان ایلچی شیرازی که پای معاهده گلستان را امضاء زده بود برای باز پس گیری اراضی واگذار شده، به روسیه رفت اما دست از پا درازتر بازگشت .

در تاریخ هشتم شعبان ۱۲۴۰ قرارنامه مرزی ایران و روسیه امضاء شد و مدتی کوتاه نگذشته بود که تزویر و حیله روس‌ها در تنظیم این قرارنامه نیز افشا شد.

حالا دیگر دربار ایران می‌دانست که تمام ادعاهای صلح طلبانه روسیه تنها خدعه و نیرنگی سیاسی بوده و آنان با سرگرم کردن ایران به مذاکرات بی‌نتیجه، در نظر داشته‌اند تا مانع تجهیز نیرو و تجدید قوای نظامی در ایران شوند. با این وجود هنوز در حالی که مذاکرات نماینده روس با فرستاده ایران در خصوص تعیین حدود مرزی و کشور جریان داشت، در اواخر سال ۱۲۴۱ نیروهای روسی به ناحیه باش آباران در ایروان تاخته و در دومین مرحله از هجوم قوای روس به ایران را آغاز کردند. این هجوم پایانی بود بر ۱۳ سال آرامش ظاهری  در مرزهای دو کشور و آغازی بود بر هجوم مجدد روس به ایران .

با آغاز دومین مرحله از حمله روس به کشور، بخش دیگری از سرزمین ایران به روسیه واگذار شد. به موجب عهدنامه ننگین ترکمانچای که  در شب پنجشنبه ششم شعبان ۱۲۴۳ با حضور نمایندگانی از دو کشور ایران و روس امضاء شد، «اعلیحضرت شاهنشاه ایران از طرف خود و اخلاف و وارث خود خانات ایروان را که در دو طرف رود ارس واقع است و نیز خانات نخجوان را به ملکیت دولت روس واگذار می‌کند .» همچنین «اعلیحضرت شاهنشاه ایران محض اثبات دوستی مخلصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراتور کل روسیه دارند به موجب همین فصل از طرف خود و دولت و اخلاف خود واضحاً و علناً تصدیق می‌نمایند که ممالک و جزایری که مابین خط تحدیدی جبال قفقاز و دریای خزر است و اهالی بدوی و غیره این نواحی متعلق به دولت روسیه می‌باشد.»

جالب اینکه نمایندگان بی‌عرضه ایران در هنگام تحریر این عهدنامه از آن به عنوان «عهدنامه میمونه» [=مبارک] یاد کرده‌اند که طی آن فتحعلی‌شاه «برای اثبات دوستی» خود نسبت به امپراتوری روسیه ایران را فروخته است.

با پایان یافتن بخشی از نوشته‌های خاوری شیرازی به نقل از تاریخ ذوالقرنین، بخش اصلی کتاب که دکتر زرگری نژاد و به تصحیح آن همت گماشته پایان می‌یابد. در ادامه فصل ضمائم متن کامل قراردادهای ایران با دول بیگانه درج می‌شود.

سپس بخش منابع و مآخذ به چشم می‌خورد. دکتر زرگری نژاد در تصحیح این اثر اغلب از نسخه‌های خطی مربوط به جنگهای ایران و روس استفاده نموده است. کار ارزشمند این استاد تاریخ پژوه به حدی مهم و قابل اعتنا است که ضرورت دارد در پاسداشت این تصحیح بزرگ نکوداشت تصحیح مآثر سلطانیه برگزار شود.

این کتاب در ۶۷۲ صفحه و در دو هزار شمارگان توسط انتشارات روزنامه ایران به چاپ رسیده است.

درباره‌ی abbasi

همچنین ببینید

جغرافیای تاریخی اران، آذربایجان، ارمنیه در قرن نهم هجری قمری

چند سال پیش کتابی تحت عنوان «جغرافیای تاریخی ایران در قرن نهم هجری» که بخشی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *